تبلیغات
دختری از سرزمین پارس - بخشی از وصیتنامه ی کوروش

زادگاه من ایران است و من اکنون ان را سربلند و بلند پایه باز میگذارم.

در این هنگام که میخواهم به سرای دیگر بروم شما و میهنم را خوشبخت

میبینم و از این رو میخواهم ایندگان مرا مردی خوشبخت بدانند.

مرگ چیزی شبیه خواب است. در مرگ است که روح انسان به ابدیت

میپیوندد و چون از قید و علایق ازاد میگردد به اینده تسلط پیدا میکند و ناظر

اعمال میشود .پس اگر اینچنین بود که من اندیشیدم بدانید که من همیشه

ناظر شما خواهم بود اما اگر اینگونه نبود خدای بزرگ تنها ناظر اعمال شما

خواهد بود.

من اشکارا جانشین خود را معرفی میکنم تا پس از من نابسامانی رخ ندهد.

من شما هر دو فرزندانم را یکسان دوست میدارم ولی فرزند بزرگترم که

ازموده تر هم هست کشور را سامان خواهد داد.

کمبوجیه مپندار که عصای زرین تخت و تاجت را نگه میدارد.

دوستان یک رنگ برای پادشاه عصای با اطمینان تری هستند.

همواره حامی کیش یزدان پرستی باش اما هیچ قومی را مجبور نکن که

از کیش تو پیروی نماید و پیوسته به خاطر داشته باش هر کسی باید ازاد

باشد.

اگر اعمال شما پاک و بر اساس عدالت باشد قدرت شما رونق خواهد یافت

ولی اگر در اجرای عدالت کوتاهی ورزید دیری نمی انجامد که ارزش شما در

نظر دیگران از بین میرود و خوار و زبون خواهید شد.

هیچ چیز بیشتر از کمک به هم نوع در من شادی و ارامش ایجاد نمیکند.

پس از مرگ بدنم را مومیایی نکنید و در طلا و زیور الات نپوشانید. زودتر

ان را در اغوش خاک پاک ایران قرار دهید تا ذره های بدنم خاک ایران را تشکیل

دهد. چه افتخاری برای انسان بالاتر از اینکه بدنش در خاکی مثل ایران دفن

شود.

از تمام ایرانیان و هم پیمانانم بخواهید تا بر ارامگاه من حاضر گردند و

مرا از اینکه دیگر از هیچگونه بدی رنج نخواهم برد شادباش گویند.




تاریخ : یکشنبه 18 خرداد 1393 | 02:22 ب.ظ | نویسنده : دختری از سرزمین پارس ..... | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • نی تالک