تبلیغات
دختری از سرزمین پارس
نوروز جشن كهن ایرانی


آغاز سال 7041 آریایی

سال 3753 زرتشتی

2574 هخامنشی

و 1395 خورشیدی 

بر همه ایرانیان خجسته و شادباش باد




تاریخ : سه شنبه 25 اسفند 1394 | 07:12 ب.ظ | نویسنده : دختری از سرزمین پارس ..... | نظرات
درود بر شما دوستان عزیز
قالب وبلاگ به مناسبت عید نوروز تغییر کرد.
سالی خوش ،پر از نیکی و محبت برای شما ارزومندم



تاریخ : سه شنبه 25 اسفند 1394 | 07:27 ب.ظ | نویسنده : دختری از سرزمین پارس ..... | نظرات

- هفت باور نیک ایرانیان باستان

1 ) پرستش هرمزد یا اهورامزدا خدای دانای یکتا

2 ) اشویی، پاکیزگی و پارسایی

3 ) سدره و کشتی - بستن نشان خداپرستی برای جوانانی که به سن بلوغ می رسند -

4 ) برگزاری آیین و دردگان ( درگذشتگان )

5 ) دستگیری از نیازمندان و تنگدستان

6 ) برگزاری جشن های ملی و مذهبی

7 ) به جای آوردن نمازهای پنج گانه زرتشت 



تاریخ : سه شنبه 25 اسفند 1394 | 07:15 ب.ظ | نویسنده : دختری از سرزمین پارس ..... | نظرات
عدد هفت در نزد ایرانیان از دیرباز تاکنون عددی مقدس و مشهور بوده است. از میان همه اعداد، عدد هفت همیشه مورد توجه مشرق زمین و به خصوص ایرانیان قرار داشته و اغلب در امور ایزدی و نیک و گاه در امور اهریمنی و شر به کار می رفته است ولی اکثر موراد در جهت نیت پاک و روحانی و مقدس استفاده می گردیده است. وجود بعضی عوامل طبیعی مانند تعداد سیاره های مکشوف جهان باستان و همچنین رنگ های اصلی، موید رجحان و جنبه ماورا طبیعی این عدد گردیده است. با توجه به آیین کهن میترائیسم ایران که قدمتی بیش از پنج هزار سال دارد بایستی بپذیریم که ایرانیان نخستین ملتی بودند که به رمز و راز این عدد آسمانی پی بردند.


لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید.
تاریخ : سه شنبه 25 اسفند 1394 | 07:04 ب.ظ | نویسنده : دختری از سرزمین پارس ..... | نظرات

تیر آرش در کمانم...نام ایران بر زبانم...

قله ها در زیر پایم...کهکشانها آشیانم...

سرکشم چون کوه آتش آتشم... آتشفشانم..

چون سیاوش پاک پاکم...همچو رستم پهلوانم..

کاوه ام آزاده مردم...تار و پود کاویانم..

من زماد و از هخایم...از ارشک ساسانیانم..

مازیارم...بابکم...من رهبر آزادگانم...

جشن یلدا جشن نوروز...هم سده هم مهرگانم..

نور خورشید نور چشمم...آسمانها زیر پایم..

زاده پاک اهورا...از نژاد آریایم




تاریخ : یکشنبه 23 اسفند 1394 | 06:38 ب.ظ | نویسنده : دختری از سرزمین پارس ..... | نظرات

کوروش در طول زندگی خود فقط یک زن اختیار کرد و ان زن کاساندان نام داشت دختر فرناسپه از شاهدختان خاندان هخامنشی . کاساندان قبل از کوروش درگذشت و بعد از او کوروش در اندوهی فراوان ماند و برای همیشه و به احترام همسرش تنهایی را برگزید.

 

کوروش بزرگ افتخار همیشگی ایران ابر مرد تاریخ جهان تنها با یک زن ازدواج نمود.

نوشته های تاریخی نشان می دهد که کوروش نه تنها در امور سپاهگری دارای نبوغ نظامی و در جهانگشایی و کشور داری بسیار انسان دوست و نوع پرور بوده و در امور خانوادگی نیز یکی از وفادارترین مردان روزگار بوده است.

مصریان به منظور این که شکست خود را از ایرانیان به نحوی جبران کنند شهرت دادند که کوروش دختر آمازیس فرعون مصر را برای ازدواج خواستگاری کرده است اما فرعون مصر بجای آمازیس دختر زیباروی اپرس فرعون سابق مصر به نام نی یتیس را که خود او برانداخته بود برای کوروش فرستاد و کمبوجیه از نی یتیس متولد شده است .

اما داستان مذکور را مصریان برای دلخوشی خود جعل کرده بودند تا از شدت خفتی که بر اثر شکست بوسیله ایرانیان تحمل کردند کاسته باشند . زیرا اولا همه می دانستند که ولیعهد ایرانی باید پارسی و از خاندان سلطنتی باشد و ثانیا همه آگاه بودند که مادر کمبوجیه کاساندان هخامنشی بوده است.

کاساندان ملکه ایران (ملکه جهان) ۵ فرزند با نام های کمبوجیه ،بردیا ،آتوسا ،رکسانا و ارتیستونهداشت.هنگام مرگ کاساندان در بابل ۶ روز عزای عمومی اعلام شد.کاساندان در ۶ نوامبر ۵۳۹ پیش از میلاد فوت کرد.



تاریخ : شنبه 30 خرداد 1394 | 04:02 ب.ظ | نویسنده : دختری از سرزمین پارس ..... | نظرات

هخامنشیان در اقامتگاه های خود بناهایی را می ساختند که می بایستی مبین قدرت و عظمت حکومت باشد. در دوران هخامنشیان یک سبک معماری مخصوصی به وجود آمده بود که در آن سنن و آداب ملل مختلف ساکن در کشور هخامنشتیان جلوه گری می کرد. یکی از آثار اولیه معماری هخامنشیان، کاخ کورش است که در نخستین اقامتگاه هخمانشیان در پاسارگاد (پازارگاد) بنا شد و عبارت از یک رشته ساختمان هایی بود در میان باغ و محصور به دیوار.

در ویرانه این کاخ، کتیبه بسیار قدیمی محفوظ مانده که می گوید : “من هستم کورش شاه هخامنشی.” در پاسارگاد آرامگاه کورش نیز محفوظ مانده و آن بنای کوچکی است از سنگ که شبیه به خانه مسکونی با سقف دو پوششی و در روی پایه و شش پله پله بلند قرار گرفته است. در این بنا هیچ گونه تزئیناتی وجود ندارد. این مقبره از سایر مقبره های پادشاهان، که به معنی و مفهوم واقعی کلمه از بناهای معماری بشمار نمی روند، متمایز است و عبارت از حفره ای است که در درون صخره ای به وجود آمده و با برجستگی های حجاری و تزئینات معماری تزئین شده است. طبق گفته مورخان باستانی در این مقبره بر روی بستر طلا جسد مومیایی شده کورش قرار داشته است.

در پاسارگاد و نقش رستم که مقبره پادشاهان در آنجا قرار دارد، ابنیه عجیبی به شکل برج های بلند که فاقد پنجره و تزئینات است، باقی مانده و اینطور به نظر می رسد که این بناها در قدیم معابدی بوده اند. داریوش در کتیبه خود در بیستون می نویسد که وی معابدی را که گوماتا (یکی از مغ های شورشی) ویران کرده بود تجدید بنا کرده است. علاوه بر برج های اسرارآمیزی که اشاره شد، از آثار مذهبی، محراب های بزرگ سنگی و محل هایی را می توان ذکر کرد که به منظور پرستش اختصاص داشته و مسقف نیستند.

در تخت جمشید که از دوره سلطنت داریوش اقامتگاه پادشاهان بوده، ابنیه به سبک کاخ ها اهمیت زیادی دارد. کاخ های تخت جمشید در روی یک سکوی بلند قرار گرفته و با وجود داشتن اشکال مختلف معماری ساختمان واحدی را تشکیل می دهند که قدرت و عظمت دولت هخامنشیان را نمایان می سازد و از آثار ملتی است که موسس و موجد هنر و صنعت دوره هخامنشیان بوده است.

کلیه این ابنیه، به استثنای یکی از آنها که به دوره اردشیر سوم تعلق دارد، طبق فرمان داریوش و خشیارشا بنا شده و ما می توانیم از روی آنها در باره وسعت فعالیت ساختمانی این پادشاهان و سبک معماری دوران شکوه و جلال دولت هخامنشیان قضاوت کنیم.

در تخت جمشید دو نوع ساختمان به خوبی به چشم می خورد یکی “تاچار” قصر زمستانی، که در زمان داریوش ساختمان آن آغاز گردید و دیگری “آپادانا” سالن روبازی که بر روی ستون های بلند باریک با پوشش چوبی استقرار دارد. این قصر در زمان داریوش بنا شد و در زمان خشیارشا و اردشیر اول تجدید گردید. سالن صد ستونی هم که در زمان خشیارشا بنا شده از همین نوع محسوب می شود.

بنای قصر داریوش که در اقامتگاه دیگر پادشاهان در پایتخت قدیم عیلام، یعنی شوش ساخته شده، نوع دیگری است. در آنجا ابنیه قصر در اطراف حیاط مرکزی بر صبق اصول معماری ماورای دجله و فرات متمرکز شده است.

کلیه این آثار مختلف معماری، حاکی از سنن مختلفی است که بر اساس آنها سبک معماری دوران هخامنشیان به وجود آمده است. تردیدی نیست که هنر هخامنشیان از لحاظ این که یک هنر درباری بوده و از لحاظ عظمت و جلال می بایستی قدرت و جبروت پادشاهان را نمایان سازد، به دست ملل و قبایل گوناگون بنا شده و خود ایرانیان در بنای آن کمتر کار کرده اند.

در این هنر علاوه بر عناصر هنر محلی ایرانی، عناصری نیز از هنر بین النهرین و مصر و یونان نیز به چشم می خورد. در شوشو از روی کتیبه داریوش اول معلوم می شود که استادان کلیه ملل در ساختمان کاخ، که نشانه قدرت و عظمت حکومت هخامنشیان بوده است، شرکت داشته اند.




طبقه بندی: اثار تاریخی، 

تاریخ : سه شنبه 26 اسفند 1393 | 02:25 ب.ظ | نویسنده : دختری از سرزمین پارس ..... | نظرات

در سال 546 پ.م کوروش بنیانگذار هخامنشی کشور لیدی را تسخیر نمود و اکثر مناطق یونانى نشین را زیر سلطة خود در آورد ، بجز کشور لیدى به نواحى تصرف شده که در آنها ضرب سکه رایج بود اجازه داد که مثل قبل به ضرب سکه هاى محلى ادامه دهند و تنها ضرب سکه هاى سلطنتی کرزوس را متوقف نمود. کوروش هخامنشی با اینکه متوجه لزوم سکه و تأسیس ضرابخانه شده بود ولى مرگ به او این فرصت را نداد. لذا داریوش هخامنشی (522-486 پ .م ) نخستین کسی بود که در ایران بضرب سکه اقدام نمود. وى سکه هاى طلا و نقره بنام هاى (دریک Daric و شکل یا سیگلوی Siglos) به ترتیب به وزن 8.4 گرم و 5.6 گرم ضرب نمود. بر روى سکه تصویر شاه هخامنشی به شکل کماندار پارسی دیده می شود که به علامت نیایش خداى بزرگ اهورمزدا ، زانوزده و کمانى را در حال کشیدن زه و در دست دیگر نیزه اى دارد. در پشت سکه نیز چند فرورفتگی مشاهده می شود . همچنین سکه اى از داریوش سوم بدست آمده است که بجاى نیزه خنجرى را بدست گرفته است . سکه هاى نخستین هخامنشی بنام سکه هاى شاهی معروف بوده است. قدرت مالى هخامنشیان بسیار زیاد بوده بطوری که مزد هر سرباز خازجی که براى ارتش ایران کار میکرده است یک سکه طلا "دریک" در ماه بوده است. در سراسر ایران هخامنشی ضرابخانه هاى سلطتنى بنابر آنچه که احتیاج بود سکه ضرب می کردند ولى در مواقع لزوم بروز جنگ فرمانروایان یا ساتراپ هاى محلى که اطراف پادشاه مامور تشکیل و تدارک سازوبرگ و جنگ افزار بودند سهم بیشتری براى ضرب سکه از خزانه سلطتنی دریافت می کردند از ساتراپ هاى هخامنشی که در تاریخ ایران نام آنها برده شده است مانند داتام- پاره و فرناباد که مدتها فرمانروایى کیلیکیه و سوریه و بابل را داشتند سکه هاى با ارزشى در مجموعه موزه ملى موجود می باشد.

از انواع دیگر سکه هاى هخامنشی سکه هاى پادشاهان و ساتراپ های تابع مانند شاهان قبرس و فینیقیه و امرای کاری ، لیسى، آراد می باشند که مدتها زیر نظر دولت هخامنشی در آمدند و استقلال داخلی پیدا کرده و سکه ضرب نمودند. از سکه هاى بسیار جالب سکه هاى صیدا را میتوان نام برد. در یک طرف این سکه نقره نقش کشتی جنگی و در طرف دیگر نقش اردشیر سوم هخامنشی را سوار بر گردونه اى بسیار زیبا میبینیم (358-326 پ .م ) . بر سکه نقره دیگرى نقش اردشیر دوم کمان بدست ایستاده و در پشت سکه نقش کشتى جنگی با بادبان نقر شده است (744-358 پ .م )که با مشاهده این سکه میتوان به تاریخ دریانوردی ایران در دوره هخامنشی و وضع کشتی هاى جنگی و اهمیت آنها پی برد.

در میان پادشاهان باستانی كمتر فرمانروایی را می یابیم كه مانند داریوش به این خوبی دریافته باشد كه كامیابی یك ملت باید بر بنیاد اقتصادی سالم گذاشته شود . داریوش می دانست كه ابتدا باید یك دستگاه منظم از وزن ها و اندازه ها داشته باشد . یك نمونه رسمی از این اندازه ها ارش شاه است كه مانند خط كشی از سنگ آهن سیاه با اندازة 118 اینچ است و نام و عنوان داریوش روی آن اصل اعتبار آن را نشان می دهد . بعضی تصور كرده اند كه داریوش اولین كسی است كه نخستین سكه ها را در ایران رواج داد . داریوش بی آنكه سكه های سابق را از رواج اندازد ، پولی به اسم دریک در ایران رواج داد . این سكه طلا از سكه طلای كرزوس كه در لیدی زده می شد سنگین تر بود . مقارن با این سكه طلا پولی از نقره زدند كه به شكل یا سیكل معروف است . وزن سكه های نقره 10/5 بود ، بنابراین می توان استنباط كرد كه نسبت نقره به طلا در آن زمان یك به سیزده و ثلث بوده است . مسكوكات ذكر شده در ایران و ممالک تابعه رواج داشت و مالیات ها و حقوق ساخلوها و غیره با این سكه ها پرداخت می شد . ولی باید در نظر داشت كه دریك را كم سكه می زدند و در مجموع سکه ها در خزانه های ایران بیشتر از شمش بود . به همین جهت عده دریک هایی كه تا زمان ما باقی مانده است كم است . ظاهراً ساتراپها مجاز بودند سكه نقره كم ارزش و مس بزنند ، این نوع سكه ها غالباً در آسیای صغیر و فینیقیه زده می شد . ولی در سكه های مزبور در خارج از ایالت آنها حكم جنس را داشت . سكه طلا فقط همان دریک بودند كه فقط شاه می توانست ضرب كند ، روی سكه های هخامنشی تاریخ نیست اما از صورت شاهان می توان تاریخ آنها را تقریباً معین كرد . حدس می زنند كه نخستین سكه داریوش در سال 516 ق.م زده شده است . بر یک طرف دریک ها صورت تیراندازی از پارس است كه یک زانو را به زمین زده و زه كمان را می كشد . دو دریكی و نیم دریكی خیلی كم به دست آمده است .

داریوش نسبت به سكه ها و بدون غش بودن آنها بسیار حساس بود ، چنانچه هرودت می گوید : یكی از عواملی كه آریانه حاكم مصررا اعدام كرد این بود كه سكه ای از نقره زد كه كامل العیار بود ، اگر چه ولات حق زدن سكة نقره را داشتند ولی كامل العیار بودن سكه ها داریوش را خوش نیامد. داریوش علاقه داشت كه عیار پول طلا دریک و پول نقره شیكل همیشه یک اندازه باشد و هیچ نقطه ای از امپراطوری ایران در پول طلا و نقره بیش از میزان مقرر غش نمی زدند . به همین جهت پول ایران مرغوب ترین پول دنیای قدیم بود و مورد اعتماد تقریباً تمام كشورهای دنیای قدیم بود . حتی اگر داریوش متوجه می شد كه ضرابخانه ها كه زیر نظر ساتراپها كار می كردند بیش از اندازه در سكه ها غش زده اند ، به شدت برخورد می كرد ، نمونه آن والی باختر بود كه به شدت مورد مجازات قرار گرفت .

 در بین سكه های هخامنشی ، به سكه هایی بر می خوریم كه از لحاظ هنری ممتازند ، در یک روی سكه ها شاه سوار بر اسب و بر روی دیگر نقش كشتی نقر شده است . پس از داریوش بزرگ بعضی از ممانک و ساتراپها ، البته به ندرت اجازه یافتند كه جداگانه سكه ضرب كنند ، روی سكه به خط و زبان آن منطقه ای بود كه سكه را در آنجا ضرب می كردند . اما بیشتر به خط آرامی بود . زیرا خط میخی مخصوص كتیبه ها بود و برروی سكه به كار نمی رفت . در این دوره تهیه و به كار اندازی سكه در معاملات نه تنها در امور بازرگانی داخلی و خارجی تسهیلاتی فراهم كرد . بلكه به توسعه بانكها كه به تدریج رونق می گرفتند نیز كمك مؤثری كرد . در اواخر عهد هخامنشی دو دریكی نیز ضرب می شد. همواره بر اثر ورود مسكوكات ، تجارت داخلی شاید سریعتر از تجارت خارجی توسعه می یافت . همچنین سكه ، فعالیت بانک ها را توسعه داد . شاهنشاهی هخامنشی برای بانک ها امكاناتی بوجود آورد كه تا آن زمان سابقه نداشت . در زمان هخامنشیان بانک های خصوصی تأسیس شد . شاهان هخامنشی خراج را به شكل جالبی انبار می كردند . آنها طلا یا نقره را ذوب می كردند و درون كوزه ای می ریختند . وقتی كه كوزه پر می شد ، آن را انبار می كردند و هنگام نیاز آن قدر كه لازم بود از كوزه ها را می شكستند و سكه ضرب می كردند . هنگامی كه اسكندر شوش را تصرف كرد ، با مقدار زیادی شمش خام روبرو شد كه خام نگهداری می شد . درباره خراج در زمان كوروش و كمبوجیه هیچگونه ضرورت وجود پول را ایجاد نمی كرده است چون اقوام خراج خود را به صورت فلزات گرانبها پرداخت می كردند . با وجود این سكه های طلایی لیدی بوسیله هخامنشیان مورد استفاده قرار می گرفتند . البته این امكان هم وجود دارد كه كروزئیدهای نقره منحصراً در زمان تسخیر سارد بوسیلة كوروش ضرب و رایج شده و به این ترتیب عملاً نقش پول پادشاهی را بازی كرده باشند .




    طبقه بندی: سکه های دوره ی هخامنشیان، 

    تاریخ : سه شنبه 26 اسفند 1393 | 02:04 ب.ظ | نویسنده : دختری از سرزمین پارس ..... | نظرات

    باید توجه داشت که در ایران باستان به نیروی ایزدی  به نام فر اعتقاد داشتند که در کل چیز خواستنی و خوب معنی میداد.نیاکان ما دو نوع فر می شناختند:یکی فر کیانی یا شاهی که ویژه شاهان ایرانی بود و دیگری فر ایرانی که ویژه ایرانیان به طور کلی بود.باید توجه داشت که فر کیانی یا شاهی همواره به همراه نقوش شاهان هخامنشی و به صورت نقش انسان بالدار می آید و در هر مورد جامعه و تاج همان پادشاهی را پوشیده است که بر فراز سرش می پرد ودر واقع به عنوان تایید ایزدی برای پادشاه هخامنشی به کار میرفته است.در دوره هخامنشی فر کیانی یا شاهی همواره با بال رابطه داشته و به صورت شاهی بالدار تصویر می شده است .نشان شهریاریه هخامنشیان عقاب زرین گشاده بالی بوده است که بر درفش شاهنشاهی ایران دوخته بودند.

    نشان شهریاریه هخامنشیان

    اما حلقه بالدار معمولا در ارتباط با افراد عادی می آید که نشانه تایید آسمانی آنهاست و ما آنرا فر ایرانی مینامیم.پس در حقیقت فر ایرانی و فر کیانی دونماد متفاوت بوده با دو مفهوم مربوط اما نابرابر و این نماد نماد اهورا مزدا نمی باشد.

    فر کیانی

    Capture

    فروهرفر ایرانی




























    طبقه بندی: فروهر، 

    تاریخ : چهارشنبه 10 دی 1393 | 03:54 ب.ظ | نویسنده : دختری از سرزمین پارس ..... | نظرات

    لغت نامه‌ی دهخدا، دال را عقاب معنا نموده و جانوری افسانه‌ای كه سر و بالی عقاب مانند و بدنی شیر گونه و گوش آن مانند اسب است. بنابراین شیردال جانوری خواهد بود كه از شیر و عقاب تركیب یافته و نماد قدرت این دو خواهد بود.

    نقش شیر دال در ایران، لااقل از نیمه‌ی دوم هزاره‌ی یكم پیش از میلاد بسیار رایج بوده و به فراوانی بر روی آثار این دوره مشاهده می‌گردد. از جمله بر روی اشیایی كه از پازیریك، جنوب سیبری، محلی كه قدیمی‌ترین فرش دنیا كه به دست هنرمندان ایرانی روزگار هخامنشیان بافته شده بود، كشف گردید، و مهرهایی كه از روزگار آشوریان مربوط به هزاره‌ی نخست پیش از میلاد می‌باشد. 

    مردم ایران باستان شیردال‌ها را نگهبان گنجینه‌های خدایان می‌پنداشتند. شیردال‌ها در معماری عیلامی کاربرد داشتند و نمونه برجسته‌ای از آن در شوش پیدا شده است. روی کفل این شیردال نوشته‌ای است به خط میخی عیلامی از اونتاش گال که آن جانور را به اینشوشیناک خدای خدایان عیلام هدیه کرده است. این شیردال که بازسازی شده‌ است، در قلعه شوش نگهداری می‌شود.

    در دوران هخامنشیان و از جمله در بارعام تخت جمشید، بر روی چند شی مكشوفه از اشیای فلزی و همچنین تندیسی از این نقش وجود دارد.  در دوره‌ی پارتها نیز این نقش بر روی برخی ظروف قابل مشاهده است. اما عمده حضور این نگاره تاكنون در دوره‌ی ساسانی مشاهده شده است، از جمله پیكره‌ای از این جانور كه هم اكنون در موزه بریتانیا نگهداری می‌گردد و گفته شده كه در نزدیكی رود هیرمند افغانستان یافت شده است.



    تاریخ : سه شنبه 15 مهر 1393 | 08:52 ب.ظ | نویسنده : دختری از سرزمین پارس ..... | نظرات

    سد داریوش هخامنشی یا سنگ دختران در بخش درودزن شهرستان مرودشت استان فارس قرار گرفته است. به گزارش خبرگزاری میراث فرهنگی متاسفانه وضعیت سد داریوش هخامنشی در شرایط عادی توصیف نمی‌ شود. آسیب‌ های طبیعی، میزان رطوبت و نم‌ زدگی را در این اثر تاریخی افزایش داده و به‌ تازگی محل تجمع زباله و تعداد کثیری از معتادان شده است.سد 2400 ساله هخامنشیان جایگاه معتادان در معرض نابودی است!

    آسیب‌های طبیعی و نم ناشی از رودخانه و دریاچه کنونی سد درودزن، سد هخامنشی داریوش (سنگ دختران) از یادمان‌ های میراثی استان فارس را  روبه ویرانی و فرسایش می برد. اما در کنار این روند فرسایش و فراموشی، به‌ شوند نگهداری نكردن و معرفی درست آن به‌ فرنام یک اثر تاریخی ، این سازه‌ ی 2400 ساله‌ ی ارزشمند و شگرف، به جایی برای پاتوق معتادان مواد مخدر و مشروبات الکلی تغییر کاربری داده است. شوربختانه آنچه نمایان است میزبانان میراث متروک کهن و باستانی سرزمین‌ مان، معتادان و بی‌ خانمان‌ ها هستند. از سوی دیگر تجمع زباله‌ در پیرامون بنا و رودخانه، حجم بالای یادگاری نویسی در بدنه پل‌ ها و فرو ریختن پایه های پل‌ ها از سال‌ های گذشته این آثار را رو به‌ ویرانی قرار داده است.سد 2400 ساله هخامنشیان جایگاه معتادان در معرض نابودی است!
    پهنای دهانه تاق چشمه سد داریوش در پایین  سه متر و ژرفای آن سه و نیم متر و بلندای دهانه آن 2 متر و 10 سانتی متر و بلندای تاج کنونی آن 3 متر است. ایرانیان در گذر تاریخ به ویژه دوره هخامنشی مهارت بسیاری در سدسازی و پل‌ سازی داشته‌ اند. در این میان سد داریوش هخامنشی (سنگ دختران) که در تاریخ 1 /9 /1388 به‌ شماره 27514 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده نمونه‌ ای کم‌ نظیر و تقریباً سالمی در ساختار مهندسی سازه به‌ شمار می‌ رود.سد 2400 ساله هخامنشیان جایگاه معتادان در معرض نابودی است!

    این موارد زنگ خطری است برای میراث کهن و جایگاه معنوی آن،  نزد مردم کشورمان، چرا که جامعه نسبت این تخریب‌ها بی‌تفاوت شده  در برخی موارد نیز خود هماهنگ با ویرانی‌های عمدی و گروهی نسبت به میراث فرهنگی و طبیعی می شوند.سد 2400 ساله هخامنشیان جایگاه معتادان در معرض نابودی است!سد 2400 ساله هخامنشیان جایگاه معتادان در معرض نابودی است!باز هم افسوس افسوس!



    تاریخ : سه شنبه 15 مهر 1393 | 08:47 ب.ظ | نویسنده : دختری از سرزمین پارس ..... | نظرات
    در تصاویر حکاکی شده بر سنگهای تخت جمشید هیچکس عصبانی نیست هیچکس سوار بر اسب نیست
    هیچ
    کس را در حال تعظیم نمی بینید
    و در بین این صدها پیکر تراشیده شده حتی یک تصویر برهنه وجود ندارد

    این ادب اصیل ما ایرانیان است:
    نجابت - قدرت - احترام - ایمان - مهربانی - خوشرویی


    تاریخ : یکشنبه 13 مهر 1393 | 04:19 ب.ظ | نویسنده : دختری از سرزمین پارس ..... | نظرات

    اسکندر مقدونی هنگامی که در یکی از شهرهای ایران از گورستانی عبور می کرد، از مشاهده ی سنگ قبرها بسیار تعجب کرد! پیر مردی را ک آنجا بود مورد خطاب قرار داد و پرسید: چرا در شهر شما همه ی مردم در سنین کودکی یا نوجوانی می میرند؟!! و به سنگ قبرها اشاره کرد که روی آنها نام مردگان و مدت زندگیشان نوشته شده بود و مدت زندگی همه ی مردگان  بین یک تا ده  سال بود!!! پیر مرد سری تکان داد و گفت: در شهر ما رسم بر این است ک بجای عمر طبیعی افراد، میزانی را ک شخص در عمرش گناه نکرده است به عنوان عمر واقعی او حساب میکنیم! هر کسی در آخر عمرش روزهایی را که مرتکب گناه نشده را میشمارد و حساب میکند ک چند سال میشود به فرض مثال اگر جمع همه ی روزهای بدون گناه او دو سال بشود ما روی سنگ قبرش مینویسیم:(مدت زندگی دو سال). اسکندر کمی در خود فرو رفت و بعد از مکثی کوتاه از آن پیرمرد پرسید: اگر روزی اسکندر کبیر در شهر شما بمیرد، روی سنگ قبر او چ خواهید نوشت؟!! آن پیر مرد روشن ضمیر پاسخ داد، روی سنگ قبر او مینویسیم:

    ((اسکندر مردی ک هرگز زاده نشد..))



    تاریخ : یکشنبه 13 مهر 1393 | 04:05 ب.ظ | نویسنده : دختری از سرزمین پارس ..... | نظرات






    راه شاهی یا جادهٔ سلطنتی از شواهد راه سازی دوران پادشاهی هخامنشیان است. این شاهراه با طول تقریبی 2700 كیلومتر نخستین جاده بین المللی شناخته شده جهان است. راه شاهی، شاهراه و مسیری کاروان رو بوده که پاسارگاد را به تخت جمشید و شوش و دیگر مناطق شاهنشاهی ایران پیوند می‌داده‌است، جاده‌ای که به فرمان داریوش بزرگ هخامنشی ساخت آن از سارد (پایتخت لیدی، غربی ترین بخش های تركیه امروزی) آغاز شد و پس از اینکه پاسارگاد را به تخت جمشید پایتخت هخامنشیان متصل کرد، به شوش کشیده شد و از همان زمان به نام راه شاهی معروف شد. داریوش شاه بارها و بارها برای اداره امور کشوری و برگزاری جشن‌های بهاره در تخت جمشید با گردونه (ارابه) ویژه خود از این جاده گذر کرد. این جاده پر است از خاطره‌ها از پیروزی‌ها، از عبور پر از  شکوه داریوش و خشایارشا و اردشیر و دیگر شاهان هخامنشی در طول ۲۲۰ سال سلطنت، از جشن‌ها و جنگها و ... گیرشمن در كتاب ایران از آغاز تا اسلام به راه شاهی اشاره كرده و می نویسد: «برای حفظ ارتباط بین مراكز مختلف شاهنشاهی و پایتخت های آن، داریوش شبكه ای از منازل بین راه تشكیل داد كه وسعت و اهمیت آن چندان بود كه مدت ها پایدار ماند. این جاده ها كه در درجه اول برای امور اداری به كار می رفت، كاملاً بازرسی و مراقبت می شد. كاروان ها و مسافران از آن عبور می كردند و مبادلات تجاری را كه پایه جدیدی در میان اقوام و دول متحد در میانه قلمرو هخامنشی یافته بود تسهیل می كرد. 
    تصویر زیر بخشی از این راه را در تنگه بلاغی نشان می دهد. 



    تاریخ : جمعه 11 مهر 1393 | 08:04 ب.ظ | نویسنده : دختری از سرزمین پارس ..... | نظرات


    مدتها چنین گمان می رفت كه تخت جمشید تنها به منظور نشان  دادن زرق و برق قدرت داریوش و جانشینان وی و به ویژه برای برگزاری آیین های نوروزی بنا شده است. اكنون به كمك لوح های دیوانی می دانیم كه تخت جمشید مركز كل سازمان اداری پارس بوده و سررشته ای تمام در تخت جمشید به هم پیوسته است. مثلا یك كارمند در سفر، همیشه گذرنامه ای ممهور به همراه داشت. در این گذرنامه، آمده بود كه دارنده ی گذرنامه از سوی چه كسی ماموریت دارد، چه مسیری را طی می كند و چه میزان آرد، شراب، و همچنین گوشت برای مصرف شخصی خود و در صورت لزوم برای همراهان و همگاران و زیردستان بایددریافت كند. این هزینه ها ثبت میشد و چنین بود كه باید تصور كنیم در هر مركز حساب رسی و حتی در هر ایستگاه پستی (منزل) یك نفر عیلامی با گل تازه، آماده ی انجام وظیفه بوده است. نویسنده فورا كلوچه ای از گل برمی داشت و با دست هایش آن را به شكل لوح درمی آورد. اغلب اثر این دست های برگل فشرده شده دیده می شود. در برخی از این لوح ها، رد انگشتان گل كار نیز برجای مانده است. یك روی لوح با دست شكل گرفته، بر میزی كوبیده میشد،‌تا سطح دیگر آن هموار شود. تهیه لوح به عهده شاگردی بوده تا دست نویسنده به گل آلوده نشود. چند لوح استفاده نشده كه از ساختمانی درست روبروی عمارت خزانه ی تخت جمشید به دست آمده این برداشت را تایید می كند

    به كمك قلم مخصوص نشان میخی را بر لوح هنوز نرم می فشردند. كالای تحویل شده
     را به دقت ثبت می كردند. كارمند مسئول با مهر خود نوشته را تایید می كرد و دریافت كننده نیز نقش مهر خود را یا در قسمت پایین نبشته و یا اگر جای كافی نبود بر پشت لوح می گذارد

    بنابراین هر عضو دربار شاهنشاهی هخامنشی كه به نحوی با سازمان اداری سروكار
     داشت می بایستی همیشه مهر به همراه داشته باشد. از همین روی برخی از كارمندان مهر خود را از گردن می آویختند. این مهر اغلب به صورت زیور تزیینی كوچكی نیز كاربرد داشت



    اما برگردیم به مسافری كه مهرش را پس از دریافت جیره بر لوح زده است. او
     علاوه بر این لوح باید دو لوح دیگر را نیز مهر میزد. زیرا از هر سند دو رونوشت نیز تهیه میشد. یك نسخه برای بایگانی محلی، نسخه ای برای بایگانی مركز بخش و سومی مستقیما به مركز در تخت جمشید فرستاده میشد. چنین است كه از هر لوحی كه در محل های مختلف تهیه شده، نمونه ای نیز در بایگانی تخت جمشید موجود است. این لوح ها نخست در تخت جمشید كنترل شده و سپس بایگانی میشد.

    طبعا نگهداری این لوح ها چندان آسان نبود. نمی توانستند سوراخشان كنند و در
     پوشه قرار دهند! گمان می رود این لوح ها را بر اساس مكان و سال طبقه بندی كرده، در سبد می ریختند و سپس سبدها را در قفسه می گذاردند. برای جلوگیری از آشفتگی، هر سبدی برچسبی خاص داشت. تعدادی از این برچسب ها هم یافت شده است. تكه طنابی را به گوشه ای از سبد می بستند و سپس با خمیر برچسب را به طناب می چسباندند. روی هر برچسب نام كالای حواله های مربوطه، محل صدور سند، نام مامور مسئول و سال تحویل قید میشد. در مجموع این برچسب ها نوع محتوای هر سبد را مشخص می كرد


    برگرفته از كتاب از زبان داریوش اثر هایدماری كخ




    تاریخ : جمعه 11 مهر 1393 | 07:42 ب.ظ | نویسنده : دختری از سرزمین پارس ..... | نظرات
    تعداد کل صفحات : 4 ::      1   2   3   4  
    لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
    .: Weblog Themes By SlideTheme :.
    

  • نی تالک